محمد بن حسين البيهقي

724

تاريخ بيهقى ( فارسي )

حركت خواهد نمود جانب بست و از آنجا بهرات آييم و حالها دريافته آيد 1 . و مبشّران بازگشتند . و وصف اين جنگها از آن نمىنويسم كه تاريخ از نسق 2 نيفتد و شرح هر چه به رى و جبال رفت همه در بابى مفصّل بخواهد آمد از آن وقت باز كه بوسهل به رى رفت تا به نشابور بازآمد و رى و جبال از دست ما بشد ؛ و در آن باب همه حالها مقرّر گردد . و روز شنبه بيست و چهارم ذىالقعده مهرگان بود ؛ امير ، رضى اللّه عنه ، به جشن مهرگان بنشست ، نخست در صفّهء سراى نو در پيشگاه 3 ، و هنوز تخت زرّين و تاج و و مجلس‌خانه 4 راست نشده بود ، كه آن را زرگران در قلعت راست مىكردند 5 و پس از اين به روزگار دراز راست شد و آن را روزى ديگرست ، چنان كه نبشته آيد بجاى خويش . و خداوندزادگان 6 و اوليا و حشم پيش آمدند و نثارها بكردند و بازگشتند . و همگان را در آن صفّهء بزرگ كه بر چپ و راست سراى است ، بمراتب 7 بنشاندند . و هديه‌ها آوردن گرفتند از آن والى چغانيان و با كاليجار والى گرگان - كه چون بو الحسن عبد الجليل از آن ناحيت بازگشت و خراسان مضطرب شد ، صواب چنان ديد كه با كاليجار را استمالت 8 كند تا بدست بازآيد 9 و رسولى آمد و از اينجا معتمدى رفت و از سر 10 مواضعتى نهاده آمد . با كاليجار هر چند آزرده و زده و كوفته بود ، بارى بياراميد و از جهت وى قصدى نرفت و فسادى پيدا نيامد - و از آن والى مكران 11 و صاحب ديوان خراسان سورى و ديگر عمّال اطراف ممالك 12 ؛ و نيك روزگار گرفت 13 تا آنگاه كه ازين فراغت افتاد . پس امير برخاست و به سرايچهء خاصّه 14 رفت و جامه بگردانيد 15 و بدان خانهء زمستانى بگنبد 16 آمد كه بر چپ صفّهء بار است - و چنان دو خانه ، تابستانى به راست و زمستانى به چپ ، كس نديده است و گواه عدل 17 خانه‌ها بر جاى است كه بر جاى باد ، ببايد رفت و بديد - و اين خانه را آذين بسته بودند سخت عظيم 18 و فراخ 19 و آنجا تنور [ ى ] نهاده بودند كه به نردبان فرّاشان بر آنجا رفتندى و هيزم نهادندى ، و تنور بر جاى است . آتش در هيزم زدند و غلامان خوان‌سالار 20 با بلسكها 21